#1؛ روایت کامل
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 13:48
#1 اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «#1» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یک روزهای خیلی دور اینجا برای خودش...
گزارشی از #2
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 13:48
#2 در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «#2» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. افسوس میخورم بخاطر تمام نوشته...
#1
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:15
یک روزهای خیلی دورxa0 اینجا برای خودش ابهتی داشت می نوشتیم می خواندیم اما حالا دیگر حوصله اش را نداریم فکر میکنم دچار سندروم پیری شدیم
#2
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:15
افسوس میخورم بخاطر تمام نوشته هایی که نوشتم و پاک کردمبخاطر موجودیتی که نیست شدو من یک آه سنگین در گلویملعنت به تو که مرا از خودم دزدیدی
16
-
تاریخ: 1395/7/27 ساعت: 6:42
12
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 6:15
13
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 6:15
14
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 6:15
15
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 6:14
11
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 21:35
8
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 11:14
http://my-daily-routines.blogfa.com/xa0
9
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 11:14
http://my-daily-routines.blogfa.com/xa0
6
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 9:47
بسیار جای تاسف دارد که بعضی افراد مشنگ اقدام به دزدی روزانه نویسی های مردم میکنند یعنی اینقدر بدبخت هستند که حتی قادر نیستند چرت و پرت های ذهن خودشان را تایپ کرده و نشر دهند یکی مثل ایشان => xa0my-daily-routinesa xa0.niloblog. com xa0
7
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 9:47
بقول یک نفر کپی کنندگان هرگز به بهشت نمی روند.xa0
1
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 3:53
سلام وبلاگ عزیزم به کل تو را از یاد برده بودم گوئی هیچ وقت در این دنیا نبودی امروز کاملا اتفاقی آدرس را در مرورگر زدم و دیدم آه همچنان زنده ای راستش انتظار داشتم نباشی یا کسی دیگر تو را به نام خودش ثبت کرده باشد اما تو بودی و کسی که نبود من بودم نمیدانم از حضور دوباره ام مسروری یا غمزدهxa0 شاید روزه...
2
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 3:53
نمیدانم از کجا برایت بنویسمxa0 از کجاها یادت است یادت نیست بیا دوباره از اول شروع کنیم از اول اولش از روزی که بخاطر شیطنت های دوستان که آن موقع آزار و اذیت مینامیدیم رفتم بهشان اعتراض کنم و همان لحظه که دلش مرا خواست از لحظه ای که دلم حضورش را حس کرد از لحظه ای که ندانسته او را از خود راندم از لحظه ...
4
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 3:53
شاید باید زندگی خیلی سال پیش تموم میشد در اوج شکوه قبل از اینکه اینچنین به ابتذال کشیده بشه شاید باید من آخر جمله هام نقطه میذاشتم جمله ام تموم بشه ولی خوب جمله هام خود زندگیه بی نقطه بی پایان یک عمر سرمون کلاه رفت زندگی نه شروع داره نه پایان ما فقط ادامه میدیم و تصور میکنیم که شروع کردیم و داریم به...